قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / گوناگون / ایران همیشه تهاجمی نیست و می شود مذاکره کرد

ایران همیشه تهاجمی نیست و می شود مذاکره کرد

[ad_1]

ساعت 24 – کلید بسیاری از قفل های زده شده بر کسب وکار ایرانیان و نیز اقتصادکلان و سیاست خارجی امروز و فردای ایران دردست رهبران احزاب و لابی های بین المللی آمریکایی است و دراین باره تردیدی وجودندارد. برخی می گویند و باورشان این است که پایداری ایران در برابر خواسته های آمریکایی راه پس گرفتن کلیدهاست و می توان از این راه به باز شدن قفل ها رسید.

برخی دیگر ضمن اینکه راه یادشده را به طور کلی مردود نمی دانند اما باوردارند گفت وگو و مذاکره گام به گام با آمریکایی شاید راه هموارتر و کم هزینه تری باشد. به همین دلیل است که این روزها نهادهای مطالعاتی و پژوهشی ایرانی هر گزارش و تحلیل در باره مناسبات دوکشور را با دقت می خوانند و برای مطالعه دیگران نیز دست به کار می شوند.

نوشتار حاضرنیز با همین راهبرد از سوی فاطمه سادات میراحمدی ،همکار علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی  انتخاب و به فارسی برگردانده شده است. براساس گزارش حاضر که از سوی سایت پژوهشکده یادشده انتخاب شده برگرفته‏ از گزارش آنتونی کوردزمن، کارشناس مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌‏المللی است که در تاریخ ۱۶ ژانویه ۲۰۲۰ در وب ‏سایت اندیشکده مذکور منتشر شده ‏است کوردزمن در این گزارش، عناصر  کلیدی برای استراتژی آمریکا در خلیج‏ فارس و از جمله ارائه پیشنهادی به ایران که نتواند آن را رد کند و توافق با ایران را پیشنهاد و مورد بررسی قرار داده ‏است که برخی از انها را به طور خلاصه در ادامه می خوانید.

ارائه پیشنهادی به ایران که نتواند آن را رد کند

استراتژی آمریکا برای خلیج ‏فارس نمی‏‌تواند فرض ‏کند ایران به ‏طور جدی تهاجمی باقی خواهد ماند، یا احتمال وجود نوعی توافق یا ثبات وجود ندارد. با نگاه به گذشته، به‏ نظر می‌‏رسد برجام و احتمال بهبود آهستۀ روابط و تقویت نقش «میانه‌‏روها» و «اصلاح‏‌طلبان» ایران، گزینه بسیار بهتری از ایجاد تحریم‏‌های بیشتر بر حکومت ایران است. کناره‏‌گیری از برجام اشتباه استراتژیک بزرگی بود. آمریکا باید به ‏طور جدی در مورد اینکه به اروپا اجازه ‏دهد در یافتن نوعی توافق در موضوع هسته‌‏ای و تحریم‌‏ها پیشگام ‏شود، فکر کند. اگر گزینۀ دیگری نباشد، مقابله با ایران با اجماع جدید اروپایی- آمریکایی در مورد برجام اصلاح‏‌شده می‌‏تواند گامی کلیدی باشد.استراتژی آمریکا باید پایان بازی را به گونه‌‏ای برای ایران ارائه ‏دهد که فراتر از اضافه‏‌کردن لایه‌‏های تحریم‏‌ها باشد. آمریکا نیازمند شکل‌‏دادن به استراتژی‏‌ای است که به‏ جای ۱۲ تقاضای غیرممکن، توافقی قابل ‏مذاکره را ارائه ‏دهد. آمریکا نیازمند متوسل‌‏شدن ‏به عناصر عمل‏گراتر نظام، معترضین ایرانی و مردم ایران برای این جذبه است که یک گزینۀ واقعی وجود دارد که در ازای تغییرات در سیاست‏‌های ایران، امنیت و توسعه اقتصادی استوار را برای ایران فراهم‏ می‏‌کند.

رسیدگی فوری برای حل‏ بی‏‌اعتمادی‌‏

آمریکا نمی‌‏تواند از یک ‏سو به صحبت از خروج یا کاهش نیرو در خلیج‏ فارس ادامه ‏دهد و از سوی دیگر، در پی مهیاشدن علیه تهدیدات ناگهانی از سوی داعش و ایران باشد. رویکرد آمریکا نسبت ‏به شرکای عرب و اروپایی به قلدری در مورد تقسیم بار مسئولیت، اختصاص یافته است. این رویکرد همۀ واقعیت‌‏ها را نادیده ‏می‌‏انگارد. با توجه ‏به مسائلی چون تمرکز شدید بر فروش سلاح و جبران خسارت به ‏جای ایجاد نیروهای شریک مؤثر. آمریکا همچنین باید عدم ‏توجه خود به نواحی بحرانی بیثباتی و نزاع داخلی در کشورهای شریک را تصدیق ‏کند.اگر آمریکا بخواهد استراتژی مؤثر برای خلیج ‏فارس تدوین کند، باید سریعاً اقدام ‏کند. آمریکا باید به ‏طور مداوم یک پیام ارسال ‏کند مبنی ‏بر اینکه نیروهای خود را در منطقه به ‏عنوان مکانیسم بازدارنده و دفاعی مؤثر حفظ ‏خواهد کرد، با متحدان اروپایی و عرب خود به ‏عنوان شرکای واقعی تعامل خواهد کرد، با عراق به ‏عنوان ملت حاکم رایزنی خواهد کرد و اهداف استراتژیک بلندمدت که به‏ وضوح به ‏نفع شرکا، متحدانش و همچنین خودش است را تنظیم‏ خواهد کرد. آمریکا باید به ‏صورت ‏مداوم و قاطع عمل ‏کند. آمریکا حداقل باید تلاش‏ کند به‏ جای تمرکز عمده بر تحریم‏‌ها، تهدیدات و حملات، راه‌‏هایی برای مذاکره مؤثر با ایران بیابد.

تأکید غلط بر تهدیدات روسی و چینی

وضعیت فعلی آمریکا آن را به ضامن منطقه تبدیل ‏کرده‏ که منابع مهم نفت و گاز طبیعی را برای چین، هند، ژاپن، کره و تایوان و دیگر قدرت‏‌های صنعتی فراهم ‏می‌‏کند و این کار را حداقل تا دهۀ آینده ادامه‏ خواهد داد. این به آمریکا قدرت استراتژیک عظیمی نسبت ‏به رقبای اصلی خود می‏‌دهد. توانایی روسیه برای نفوذ بر تولید نفت خلیج ‏فارس و قیمت‏‌ها را محدود‏ می‏‌کند، چین را به توانایی آمریکا برای تأمین امنیت خلیج وابسته ‏می‌‏کند و به تأمین امنیت اقیانوس هند و کشور هند، به‏ عنوان وزنه تعادل نسبت ‏به چین کمک‏ می‏‌کند. هر ارزیابی از استراتژی آمریکا در خلیج ‏فارس باید صریحاً به این موضوعات بپردازد.

امتناع از توهم استقلال انرژی

داده‌‏های اداره آمار آمریکا نشان ‏می‏‌دهد بخش کالاهای تولیدشده وارداتی در اقتصاد آمریکا حداقل به‏ همان ‏اندازه واردات نفت در گذشته اهمیت‏ دارد و همچنین، تأثیر بسزایی در رشد و ثبات در بیشتر اقتصاد جهانی دارد. هر استراتژی در مورد خلیج فارس که به‏ صراحت مبتنی ‏بر ارزیابی واقع‏‌بینانه از اهمیت اقتصادی بازار آمریکا نباشد، در پرداختن به فاکتورهای اساسی که باید به استراتژی ما شکل‏ دهند، شکست ‏می‏‌خورد و در عوض فقط افسانه استقلال انرژی را ترغیب ‏خواهد کرد

درک نقشی که آمریکا باید در خلیج‏ فارس بازی کند

بخشی از واکنش فعلی به ‏ماندن در خلیج ‏فارس در این تصور نهفته است که حضور مداوم آمریکا هزینه بالایی دارد و مستلزم حضور گسترده نظامی است. با این ‏حال، استراتژی آمریکا نباید توسط هزینه اشتباهات گذشته شکل ‏بگیرد. حضور دائمی آمریکا در خیلج‏ فارس وابسته ‏به قابلیت جنگی مورد نیاز برای مقابله با داعش و نیز نیروهای مورد نیاز برای بازدارندگی ایران است. حضور اسمی مؤثر آمریکا به‏ مراتب مقرون ‏به ‏صرفه‏‌تر از آن است که اکثر اظهار نظرها نشان ‏می‏‌دهد. سطح اصلی نیروی انسانی درگیر آمریکا نیز نسبتاً محدود است. مهم‌ترین حوزه‌‏هایی که آمریکا باید در به‏‌کارگیری نیروهای خود به آن‌ها بپردازد، عبارتند از حفظ یک عامل بازدارنده در زمان صلح –در عین ‏حال، ساخت قابلیت‏‌های بازدارنده، دفاعی و ضد افراط‏‌گرایی شرکای استراتژیک عرب خود- و حمایت از آموزش و کمک دائمی آمریکا و نیروهای هوایی و دریایی که اکنون در عراق، بحرین، کویت، قطر، عربستان و امارات مستقر کرده است. آمریکا در حال حاضر حدود ۱۵ تا ۲۵ هزار پرسنل نظامی در منطقه دارد. دو کشور بحرین و قطر، به ‏ویژه بسیار مهم‏ هستند. آن‌ها میزبان مقر فرماندهی کلیدی هوایی و دریایی و امکاناتی هستند که می‏‌توانند طرح‏‌ریزی قدرت آمریکا در یک بحران را مدیریت‏ کنند

تصدیق اهمیت شرکای استراتژیک خیلج ‏فارس

 هر دو دولت اوباما و ترامپ مقیاس واقعی هزینه‌‏های نظامی خلیج ‏فارس و معاملات سلاح را نادیده‏ گرفته‌‏اند و اغلب در حال ‏تشویق یا حمایت‏ از خرید سلاح‏‌های آمریکایی هستند. برخی شرکای عرب بخش به ‏مراتب بیشتری از تولید ناخالص ‏داخلی خود را نسبت ‏به هدف ۲ درصد ناتو و اغلب بسیار بیشتر از الزام اسمی ۲/۳ درصد آمریکا برای دفاع هزینه‏ می‏‌کنند. بررسی‏‌ها حاکی ‏از سبقت عظیم کشورهای خلیج‏ فارس بر ایران در واردات سلاح است. واضح است استراتژی‌‏ای که بر ساخت یک شورای ‏همکاری‏ خلیج ‏فارس تأثیرگذار متمرکز است –به ‏جای‏ فروش گستردۀ سلاح- می‌‏تواند مزایای احتمالی عمده‌‏ای داشته ‏باشد و نیاز برای استقرار و مداخلات نظامی آمریکا را کاهش ‏دهد.

عراق قوی و مستقل

حفظ حضور هوایی آمریکا در عراق به امنیت عراق کمک ‏می‏‌کند و به ‏آن برای توسعه کامل نیروهای خودش زمان ‏می‏‌دهد. با این ‏حال، مذاکره درباره توافق -توافقی‏ که حق عراق برای تصمیم‏‌گیری در مورد هر گونه استفاده‏ از نیروهای نظامی در خاک خود را به‏ رسمیت ‏بشناسد- و تهیه طرح مرحله‌‏ای برای ایجاد نیروهای زمینی و هوایی عراق تا جایی‏ که آمریکا پس ‏از آن می‏‌تواند خارج‏ شود، اکنون رویکردی قابل‏ مذاکره‌‏تر است.در عین‏ حال، آمریکا باید فراتر از بعد امنیتی نگاه ‏کند و به بعد مدنی بپردازد. عراق درگیر چالش داخلی گسترده و نیز چالش امنیتی است. این بدان ‏معنی است که آمریکا باید واقعاً از جنگ‌‏های گذشته خود درس ‏بگیرد. استراتژی برای خلیج فارس باید به مسائل داخلی بحرانی عراق بپردازد، اما این معادل آن نیست که بار دیگر کمک‏‌های گسترده‌‏ای به عراق ارائه‏ دهیم.

[ad_2]
Source link

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

8 اولویت ازبکستان برای ثبات اقتصادی

[ad_1] ساعت 24 -رهبری ازبکستان از همه نیروی فکری و مادی در دسترس استفاده می …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *